تاریخ امروز:  ۱۴۰۰/۰۱/۲۲
تاریخ امروز:  ۱۴۰۰/۰۱/۲۲
0 عضویت یا ورود
0 عضویت یا ورود

ادامه تحصیل در رشته برق

192 بازدید

الهی به توکل خودت…  امروز از یکی از کاربران سایت پیامی دریافت کردم با این مضمون

سلام مهندس جان، همیشه با کتاب‌ها و مقالاتت حالمان را خوب کردی، گفتم مشورتی بکنم شاید باز بتوانی حالم را خوب کنی. من ۱۵ سال است که برقکشی ساختمان انجام می‌دهم، درآمدم هم بد نیست ولی نمی‌دانم چرا در این مدت از لحاظ مالی هیچ پیشرفتی نکرده‌ام و بعد از ۱۵ سال کار، نه توانسته‌ام ماشینی بخرم، نه خانه‌ای و نه منبع درآمدی و هنوز در خانه پدری‌ام زندگی میکنم، بنظر شما من باید چه کاری میکرده‌ام که انجام نداده‌ام؟ من دیپلم برق از هنرستان دارم و امروز با داشتن دو فرزند به این فکر افتاده‌ام که ادامه تحصیل بدهم و لیسانس برق بگیرم چون هنوز چشمم به دنبال تحصیل است و فکر میکنم اگر پیشرفتی نکرده‌ام بخاطر این است که درسم را ادامه نداده‌ام. نظر شما در مورد ادامه تحصیل چیست؟

آخ‌خ‌خ که دلم کباب می شود وقتی این پیام ها را می بینم، زیرا این حق یک جوان با استعداد ایرانی نیست که از زندگی اش ناراضی باشد. من این دوست عزیز را ندیده ام ولی این را مطمئنم که هر کس برقکشی ساختمان را یاد گرفته و ۱۵ سال است در این کار است، ضریب هوشی اش از ۸۰ درصد مردم جامعه بیشتر است، زیرا یک فرد خنگ یا حتی عادی نمی تواند کار برقکشی ساختمان را یاد بگیرد. زیرا کاری که هم مهارت عملی بخواهد و هم دانش تئوری، هر کسی را با آغوش باز نمیپذیرد. خودم سالهای زیادی را در کار برق ساختمان و سیستم های حفاظتی بوده ام، و اگر بگویم تا امروز بیش از ۱۰۰ نفر برای شاگردی پیش من آمده اند اغراق نکرده ام. ولی از آن ۱۰۰ نفر شاید ۵ یا ۶ نفرشان توانسته باشند مرحله شاگردی را گذرانده باشند و حالا برای خودشان اوستا کار شده باشند. دلیلش هم این است که یا دانش تئوری دارند ولی دست به آچار نیستند و یا برعکس دست به آچارند ولی از دانش تئوری فراری اند. بعضی هایشان هم مادرزادی برای اینکار آفریده نشده‌اند و در همان سه چهار روز اول عذرشان را خواسته ام. به همین خاطر میگویم این عزیزی که ۱۵ سال برقکشی کرده یعنی از لحاظ استعداد یک سروگردن از افراد معمولی بالاتر است. همین جا ادامه این بحث را رها میکنم و ابتدا پاسخ سوال دوم یعنی ادامه تحصیل در دانشگاه را می دهم. در پست های بعدی نظرم را در مورد قسمت اول سوال هم عنوان خواهم کرد.

 

برادرم جمله زیبایی دارد که می‌گوید: تا دانشگاه نروی، نمی فهمی که نباید دانشگاه نروی. یعنی تا سرت به سنگ نخورد متوجه نمی‌شوی که در تحصیل دانشگاهی چیز به درد بخوری وجود ندارد. و متاسفانه با وجود اینکه همه این را فریاد میزنند ولی باز هم ما آن سنگ را برمیداریم و به سرمان میکوبیم و با خودمان میگویم شاید برای ما درد نداشته باشد. اگر شخصی که دانشگاه رفته به ما بگوید که دانشگاه نرو، فکر میکنیم او از سر حسادت یا خودخواهی این حرف‌ها‌ را به ما میزند تا نباشد که از او جلو بیفتیم، و اگر شخصی که دانشگاه نرفته ما را نصیحت کند، با خودمان می گوییم این شخص که خودش دانشگاه نرفته و نمیداند آنجا چه خبر است چطور می تواند مرا راهنمایی کند. تنها مزیت تحصیل در دانشگاه این است که بعد از دانشگاه دیگر چشمت به دنبال تحصیل نیست و دانشگاه را تنها راه موفقیت نمی دانی. و اینکه دیگر چشمت به دنبال گذشته نیست باعث می شود که تمام نگاهت به زمان حال و آینده باشد. به قول اینشتین شاید راه موفقیت را پیدا نکرده باشی ولی یکی از راه های شکست را پیدا کرده‌ای. همه ما آدم ها در درون‌مان کرمی داریم که جامعه آن را در وجود ما پرورش داده است و همیشه از درون ما را اذیت میکند، به این صورت که اگر لیسانس بگیریم این کرم ما را وسوسه میکند که فوق لیسانس هم بخوانیم و وقتی فوق می خوانیم دوباره این کرم کارش را می کند و میگوید تو که تا اینجا آمده ای، فعلاً برنامه ای هم برای آینده ات نداری، پس دکترا را هم بخوان، چون موفقیت در دکتراست. ولی من میگویم ای دوست عزیزم، اگر با دیپلمی که داری شاد نیستی، فوق دکترا هم که بگیری شاد نخواهی بود. ای کاش در دانشگاه شاد بودن را به ما می آموختند.

امیدوارم درس خواندن در دانشگاه را با مطالعه کردن اشتباه نگیری. و مطالعه کتابهای مرتبط با رشته و کارت را از نان شب واجب تر بدانی، چون نظر من این است که احترام به کتاب و مطالعه بیشتر از احترام به معلم و استاد است. پس من به عنوان برادر کوچک ترت که این سنگ را بر سرم کوبیده‌ام و بهترین سال های جوانی ام را در دانشگاه هدر داده ام به تو پیشنهاد میکنم، با این شرایطی که شما دارید هرگز به دانشگاه نروید، البته در صورتی که بتوانی وجدانت ناآگاهت را قانع کنی که به قول خودت همیشه چشمت به دنبال دانشگاه رفتن نباشد، زیرا هیچ چیزی بدتر از چشم دوزی به گذشته نیست.

البته این پیشنهاد یعنی دانشگاه نرفتن را به همه نمی‌کنم، همانطور که گفته ام از هر ۱۰۰ نفر ۹۸ نفر ژن کارآفرینی یا کار فنی را ندارند و آنها چاره ای جز تحصیل و کارمندی را ندارند. ولی برای شما که ۱۵ سال است برقکار هستی و دیگر سنت به کارمندی نمیخورد، اصلاً دانشگاه رفتن به صلاح شما نیست، در عوض میگویم از دوره ها و کلاس های رایگان فنی و حرفه ای استفاده کنید، همانطور که می دانید تمام کلاس ها و دوره های فنی و حرفه ای در تمام شهرهای کشور و در هر رشته ای که علاقه داشته باشید کاملاً رایگان است و آموزش های آنها بیشتر به درد زندگی میخورد. اگر مراکز دولتی فنی و حرفه ای با محل زندگی شما خیلی فاصله دارند، می توانید در آموزشگاه های آزاد مرکز شهر هم ثبت نام کنید، البته این آموزشگاه های آزاد گاهی اوقات هزینه های زیادی طلب میکنند ولی هر چه باشد بهتر از شهریه دادن به دانشگاه است. پس بجای ۴ سال دانشگاه رفتن، ۶ ماه دوره برق صنعتی، ۳ ماه دوره نصاب سیستم های حفاظتی ۳ ماه دوره هوشمند سازی ساختمان یا دوره های دیگر مرتبط با برق را طی کنید تا مهارت هایتان در زمینه برق بیشتر شود در اینصورت مهارت هایی را یاد می‌گیرید که بتوانید با آنها شادتر زندگی کنید.

برادر کوچک شما. مرادی، مدیر سایت آموزش برق

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://amoozesh-bargh.ir/?p=13281
اشتراک گذاری:
مهندس مرادی
مطالب بیشتر
برچسب ها:
آیا در رابطه با مطلب فوق سوال یا نظری دارید؟

0 نظر در مورد ادامه تحصیل در رشته برق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.